غانم قدوري الحمد ( مترجم : يعقوب جعفرى )
53
رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى )
در حد وسيعى انتشار يافت و قرآن در مكه - همان گونه كه خواهم گفت - نوشته مىشد و ثابت شده كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم به بعضى از اصحاب ، نوشتن حديث را اجازه داده بود . « 1 » كثرت نامههايى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم به پادشاهان و امراى عرب نوشت و آنها را به اسلام دعوت كرد ، قابل دقت و امعان نظر است و به شيوع كتابت در مناطق مختلف جزيرة العرب ، دلالت دارد ، ابن سعد 110 نامه را اسم برده است . « 2 » همچنين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم براى هيأتهاى نمايندگى اعراب نيز نامههايى نوشته است و ابن سعد بيش از هفتاد و هشت را نام مىبرد . « 3 » دكتر محمد حميد اللّه نيز ، از 246 نامه و رساله نام مىبرد كه به عهد نبوى مربوط مىشود . « 4 » همهء اينها كه در واقع قسمتى از روايات مربوط به امر كتابت و نمونهء اندكى از آنچه بوده است مىباشد ، دلالت دارد بر اينكه كتابت ، يك امر شايعى بوده است و از مظاهر اين شيوع ، كثرت كسانى است كه گفته شده آنها كاتب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم بودند . اينكه روايت شده وقتى اسلام آمد ، در مدينه تنها ده و اندى نفر مىنوشتند « 5 » اين مربوط به دورهء كوتاهى بوده است ، تا وقتى كه براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم كاتبان مخصوصى تعيين شد كه تنها كارشان كتابت براى آن حضرت بود و تعداد آنها به چهل نفر مىرسيد . « 6 » حتى بعضى از آنها را مىبينيم كه
--> ( 1 ) خطيب بغدادى ، تقييد العلم ، دمشق ، المعهد الفرنسى للدراسات العربية ، 1949 م ، ص 65 - 79 . ( 2 ) ابن سعد ، ج 1 ، ص 258 - 290 ، ابن سلام ، الاموال ، چاپ اوّل ، قاهره ، مكتبة الكليّات الازهرية ، 1968 م ، ص 50 به بعد ، در اين كتاب نامههاى بسيارى را از پيامبر نقل مىكند ، ابن قيم جوزى زاد المعاد فى هدى خير العباد ، چاپ اوّل ، قاهره ، المكتبة الحسينية ، 1928 ، ج 1 ، ص 30 - 31 . ( 3 ) ابن سعد ، ج 1 ، ص 291 - 359 . ( 4 ) مجموعة الوثائق السياسيّة ، ص 1 - 200 . ( 5 ) بلوى در كتاب خود ( الف باء ، ج 1 ، ص 77 ) مىگويد : « اهل مدينه ، كتابت بلد نبودند و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم اسراى بدر را دستور داد در صورتى كه مالى در اختيار ندارند ، هر كدامشان به ده نفر از كودكان مدينه ، خواندن و نوشتن ياد بدهند و آنگاه آزاد شوند . و بنگريد به : ابن سلام ، الأموال ، ص 170 ، بنا الساعاتى ، ج 14 ، ص 101 : المنجّد ، ص 24 . ولى اين دلالت ندارد كه اهل مدينه نوشتن بلد نبودند و اينكه تمام اسراى قريش بلد بودند . اين روايت به تعليم كودكان ، دلالت دارد نه بزرگان و اين نيازى است كه در تمام عصرها وجود دارد . ( 6 ) دربارهء كاتبان پيامبر ( ص ) بنگريد به : بلاذرى ، ص 478 - 479 ، الاستيعاب فى معرفة الاصحاب ، ابن عبد البرّ ، قاهره ، مكتبة نهضة مصر ، 1960 م ، ج 1 ، ص 68 - 69 ، ابن عبد ربّه ، ج 4 ، ص 161 ؛ جوامع السيرة ، ابن حزم ، دار المعارف ، مصر ، ص 26 ، ابن قيم جوزى ، ج 1 ، ص 29 - 30 ، زبيدى ، حكمة الاشراق الى كتابت الآفاق ، چاپ اول ، سلسلة نوادر التراث ، مجموعهء پنجم ، قاهره ، لجنة التاليف و الترجمة و النشر ، 1954 م ، ص 84 ، نصر الهوزيلى ، المطالع النصريه ، چاپ دوم ، بولاق ، مطبعة الاميريه ، 1302